بصير احمد دولت آبادى
550
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
تعبيه شده بود . زنان در دو صف قطار مىشدند و در دو انجام قطار ، دو دو نفر غلام ، يكى سفيد و ديگرى حبشى ، جاى مىگرفتند . پس از آن پادشاه به حولى وارد شده نخست از لابهلاى تخت به نظارهء زنان مىپرداخت . بعد درحالىكه دختر شربتعلى خان در كنار او بود ، به صفوف زنان نزديك مىشد و از مقابل آنها عبور نموده در ضمن با بعضى مزاح و شوخى مىكرد . خواجهسرايانى كه از عقب او روان بودند ، اسماى زنانى را كه به اين صورت مورد توجه قرار مىگرفتند يادداشت مىكردند و به وقت شب آنها را در اتاقخواب شاه داخل مىنمودند . بعضا واقع مىشد كه شاه تا ده نفر را در عين شب مىپذيرفت . اين مراسم در تمام دورهء سال بهطور لاينقطع ادامه داشت و در ضمن آن هرهفته يك دختر باكره به حرم شاه افزوده مىشد . » « 1 » تهداب مراكز فرهنگى افغانستان ، بدينسان و بدين منظور گذاشته شد و شايد در اغلب كشورهاى شرقى وضع فرهنگى در آن عصر چنين بود . در افغانستان اگر از عهد تيمور شاه بگذريم شبيه اين وضع را در عصر امير حبيب اللّه خان مشاهده مىكنيم ، چرا كه از يك طرف فساد اخلاقى و عشرتگرايى به اوج خود مىرسد و از سوى ديگر تهداب مدارس عصرى و فعاليتهاى فرهنگى ريخته مىشود . از اين واقعيت نمىتوان چشم پوشيد كه نهال فرهنگ و ادبيات افغانستان در اين برهه از تاريخ ، در زمين پر از لجن و علفهاى هرز غرس شد و ميوهء آن تا حدودى مزهء همان آبوخاك را با خود گرفته بود . بههرحال ، پس از مرگ تيمور افغان ، مراكز فرهنگى دربارى همچون
--> ( 1 ) . افغانستان در پنج قرن اخير ، ص 165 .